17/5/92
خواب دیدن هاجر خانم
روز ١/٦/٩٢ خاله زهرا زنگ زد خونه مادر جون(مامان مامانی) و گفت: عروسش (هاجر خانم) خواب دیده که
نویسنده :
مامان
17:37
خواب بابا بزرگ رو دیدم
امروز ٩/٦/٩٢ هفته ٣٧ بارداری هنوز تمام نشده و روز سه شنبه سحر گاهه من خواب باباییم رو دیدم خدا رحمتش کنه سحر گاه روز چهارشنیه ٢/٦/٨٢ منو خاله ودایی رضا و دایی علی و مادر جون رو تنها گذاشت و رفت سحر بود که خوابشو دیدم که برا زایمان من اومده بود جاش تو بهشت باشه و همنشین ائمه
نویسنده :
مامان
17:34
برگشتن بابایی
امروز ٢/٦/٩٢ سه شنبه شب بود که بابایی از سفر اومد و برامون کلوچه دو نوع وترشی سیر و رب انار شیرین وترش وقره قروت اورد. بهشون هم خوش گذشت بود.جای منم خالی
نویسنده :
مامان
17:28


